عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

724

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بر ايشان نفقه كنى . عابد درين گفت وى بماند . با خود گفت : يك دينار به صدقه دهم ، و يك دينار خود به كار برم بهتر از آنكه اين درخت بر كنم ، كه مرا بدين نفرموده‌اند ، و نه پيغامبرم ، تا بر من واجب آيد . پس به اين سخن بازگشت . ديگر روز بامداد دو دينار ديد در زير بالين خود . بر گرفت . روز ديگر همچنين تا روز سيوم كه هيچ چيز نديد . خشم گرفت . تبر برداشت ، و رفت تا درخت بر كند ، ابليس به راه وى آمد ، و گفت : اى مرد ازين كار برگرد كه اين هرگز از دست تو بر نخيزد . بهم بر آويختند ، و عابد بيفتاد ، و بدست ابليس عاجز گشت ، و ابليس قصد هلاك وى كرد . عابد گفت : مرا رها كن تا باز گردم ، لكن با من بگو كه اوّل چرا من به آمدم ، و اكنون تو به آمدى ؟ گفت : از آنكه در اوّل از بهر خداى برخاستى ، و دين خداى را خشم گرفتى ، ربّ العزّة مرا مسخّر تو كرد . هر كه براى خدا باخلاص كارى كند ، مرا بر وى دست نبود . اكنون از بهر طمع خويش و از بهر دنيا خشم گرفتى ، تابع هواى خود شدى ، لا جرم بر من برنيامدى ، و مقهور من گشتى . مصطفى ( ص ) را پرسيدند كه اخلاص چيست ؟ گفت : آنكه گويى : ربّى اللَّه ، ثم تستقيم كما امرت . وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ - واسطى گفت : و هو محسن ، معنى آنست كه : و هو يحسن ان يسلم وجهه للَّه . ميگويد : راه پاك و دين نيكو آن كس راست كه روى خود فرا حق كند ، و نيك داند و شناسد اين روزى فرا حق كردن ، و اخلاص بجاى آوردن كه نه هر كسى كه بدرگاه سلطان رسد ، وى ادب حضرت شناسد . آن گه گفت : وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً - اشارتست بدانكه اين حالت ابراهيم ( ع ) است كه روى به حق نهاد ، و ادب حضرت بجاى آورد ، خود را نصيبى